بی نهایت خواهی ...

می گویند در خارج کسی به کسی نگاه نمی کند ...                                               می گویند آن جا این چیز ها عادی شده است ...

اما حالا من می خوام یه چیزی رو روشن کنم ...

انسان روح بی نهایت خواهی دارد ...

مثلا وقتی غذایی را می خورید ...

و دلتان درد می گیرد ...

باز هم می خورید و اگر این جسم نبود و درد به شما وارد نمی شد باز هم دوست داشتید بخورید ...

یا اینکه میل به جاودان زیستن در انسان ها وجود دارد ...

و اما در این مورد ...

بله من قبول دارم چشم بعد از مدتی عادت می کند ...

اما آیا این عادت کردن آخر ماجراست؟

یا به دنبال چیز دیگری می رود؟

برای مثال اگر مردی به مو های کمی بیرون آمده کسی نگاه کند شاید برای اولین بار برایش جالب باشد ولی بعد از مدتی عادت شده و به آن اهمیت نمی دهد ...

بلکه به موهایی که کاملا پیداست چشم می دوزد و همین طور روح بی نهایت خواهش او را به سمت مرحله های بعدی سوق می دهد...

در خارج شاید عدم حجاب عادی شده باشد اما ...

/ 1 نظر / 23 بازدید
از یاد و بر باد رفته

از این فلسفه بافی ها که بگذریم در عمل شاهدیم که اونها از ما (خیلی) خوشبخت ترن. لازمه بدونیم که با غریزه و فطرت نمیشه در افتاد و بجای پاک کردن صورت مساله باید اون رو حل کرد...